کتاب جای خالی سلوچ

-داستان رئال

... و هنوز هم به چشم می‌توانیم ببینیم که زنان ما در جاهای مختلف ایران پا به پای مرد کارهای دشوار انجام می‌دهند، در امر دامداری، کشاورزی، نساجی و غیره... و در سهمی که از عذاب زندگی می‌برند و نیرویی که در مقاومت و سخت‌کوشی در برابر این زندگی مصرف می‌کنند هم هیچ کم از مردها ندارند. کدام پسر ایرانی را شما می‌بیند که نسبت به مادرش احساس دین در رشد و پرورش خودش، بیش از آن‌چه که نسبت به پدرش دارد، نداشته باشد. در این مایه کوشش خود به خودی من این بوده که شخصیت واقعی زن به عنوان نیروی بسیار ارزنده به تجلی دربیاید در کارهایم و این‌طور که می‌بینم کم‌ و بیش تا این‌ جا توفیقی حاصل کرده‌ام. بازآفرینی مرگان هم‌چون اعتراض من، و هم‌چنین اعتراض مرگان به این زندگی‌ست که به ستم بر او و بر امثال او روا داشته می‌شود؛ و مقاومت و سخت‌کوشی مرگان و تحمل و سماجت او در عین حال نفی این انگ ناتوان بوده است. مثل یک ماده ببر از زندگی‌اش دفاع می‌کند، آن را دگرگون می‌کند و حتی پا به پای دیگران وقتی که لازم بشود با فردایی مبهم رو در رو می‌شود؛ و به نظر من جز این که این رفتارها زیباتر از رفتارهای یک مرد است در قبال حوادث، هیچ تفاوتی نسبت به هم ندارند.


خرید کتاب جای خالی سلوچ
جستجوی کتاب جای خالی سلوچ در گودریدز

معرفی کتاب جای خالی سلوچ از نگاه کاربران
چی شد که خوندم؟

دیدن نسخه‌ی چاپ اول کتاب همان و تصمیم به خوندنش همان

آیا رمان خوبی هست؟
تو یه جمله به خوبی نقدهایی که روش نوشته شده نیست. کتاب از نظر زبانی موفق بوده. وقتی جمله‌های کتاب رو می‌خونی کاملا برات روشنه که داری کتاب کسی رو می‌خونی که سال‌ها با ادبیات کهن ایران هم‌نشینی داشته. از این نظر خوندن یه کتاب «فصیح» فارسی لذت‌بخش هست. هر چند که توی قسمت‌هایی از کتاب که می‌خواد یه دعوای معمولی روستایی رو توصیف کنه لحن حماسی شاهنامه‌ای می‌گیره که کمی توی ذوق می‌زنه

اما در مورد خود داستان شاید اگر روی پلان کتاب کمی بیشتر از هفتاد روز کار می‌شد تبدیل به یه اثر بزرگ می‌شد. کتاب تا میانه‌ها خیلی خوب پیش میره و خواننده رو با خودش همراه می‌کنه. اما از نصف راه به اون‌طرف ناگهان نویسنده شروع می‌کنه به وارد کردن داستانک‌هایی که صرفا فقط باعث رهاشدگی شخصیت‌های رمان میشه. رها کردن شخصیت‌ها به عنوان یه استراتژی اگه به پیش بردن داستان کمک کنه خیلی هم مفیده؛ مثل همون کاری که یوسا در مورد یکی از شخصیت‌های اصلی رمان جنگ آخر زمانش می‌کنه. یا حتی اگه مثل تریسترام شندی این «گریز از موضوع» به قصد مطایبه با مخاطب انجام بشه شاید حتی دوست‌داشتنی هم باشه. اما این‌جا این اتفاق فقط برای این افتاده که نویسنده دغدغه‌های اجتماعی هم داشته و خواسته اون‌ها رو هم توی رمان بگنجونه و ناگزیر از شخصیت‌های اصلی دور افتاده. البته اگه سال‌های نوشته شدن کتاب و فضای ملتهب اون روزها رو در نظر بگیریم شاید تعجب نکنیم که چرا چنین اتفاقی افتاده

مرگان رو دوست داشتم و دوست خواهم داشت. یکی از موندگارترین شخصیت‌های «رمان‌های نکبت» هست. و فقط حسرت این برام می‌مونه که چرا از نیمه‌ها به بعد مرگان رها شد
...

حرف آخر
زبان کتاب به قدری شریف و اصیل هست که به حرمت اون هم که شده بد نیست که خونده بشه


مشاهده لینک اصلی
حتما نباید کسی پدرت را کشته باشد تا تو از او بیزار باشی. آدم هایی یافت می شوند که راه رفتنشان، گفتنشان، نگاهشان و حتی لبخندشان در تو بیزاری می رویاند.


مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب جای خالی سلوچ


 کتاب میوه های زمین
 کتاب عنکبوت
 کتاب دوئل
 کتاب بینوایان
 کتاب استپ
 کتاب آناکارنینا